مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
331
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وأمّا ترجمة حال قاتله حرملة بن كاهل الأسديّ ، على ما رواه أرباب المقاتل وأهل السِّيَر : أنّ منهال بن عمرو قال : دخلت على سيِّدي ومولاي عليّ بن الحسين عليه السلام عند انصرافي من مكّة فسلّمت عليه ، فردّ عليَّ السّلام ، فقال لي : يا منهال ! ما خبرك بحرملة ابن كاهل اللّعين ؟ فقلت له : يا مولاي ! تركته حيّاً بالكوفة . فرفع مولاي عليّ بن الحسين عليه السلام يده إلى السّماء ، ثمّ قال : اللَّهمّ أذقه حرّ النّار ، أذقه حرّ الحديد ، قاله ثلاثاً .
--> - را بشارت باد كه حرمله را مأخوذ داشتند ، وچندى نگذشت كه آن ملعون را حاضر ساختند ، چون مختار أو را بديد ، با أو گفت : شكر خداوندى را كه مرا به گرفتارى تو تمكن داد ، آن گاه فرياد كرد كه جزّارى يعنى شتر كشى حاضر كنيد ، چون حاضر شد مختار فرمود : هر دو دست اين خبيث را قطع كن ، پس هر دو را جدا ساخت ، آن گاه گفت : آتش برافروزيد ، پس آتشى بياوردند ونىها را مشتعل ساختند وآن خبيث را در آتش درافكندند ، وآن بدن پليد مشتعل گرديد . چون بر اين حال نگران شدم از كمال شكفتگى گفتم : سبحان اللَّه ، مختار گفت : اى منهال ! تسبيح خداى در همه حال نيكو است ، امّا در اين مقام از چه روى بود ؟ گفتم : أيها الأمير ! در اين مسافرت گاهى كه از مكة انصراف يافتم ، به خدمت علي بن الحسين صلوات اللَّه عليهما تشرف يافتم ، فرمود : اى منهال ! حرمله را كار بر چگونه رفت ؟ عرض كردم : در كوفه زنده بود ، پس هر دو دست مبارك به جمله برافراشت وعرض كرد : « اللَّهمّ أذقهُ حرّ الحديد ، اللَّهمّ أذقهُ حرّ الحديد ، اللَّهمّ أذقهُ حرّ النّار » ، مختار گفت : آيا اين كلام را از على ابن الحسين عليهما السلام بشنيدى ؟ عرض كردم : سوگند باخداى چنين شنيدم كه فرمود ، اين هنگام مختار از مركب خويش فرود گرديد ، ودو ركعت نماز به شكر بگذاشت ، ودر سجود بسى ببود ، آن گاه برخاست ، وسوار شد واين وقت حرمله در آتش بسوخته بود من نيز در خدمتش سوار شدم ، وهمچنان به صحبت وحديث مشغول ببوديم ، ناگاه بر در سراى من عبورش افتاد گفتم : اى أمير ! اگر مرا شرافت وافتخار دادى وبه منزل من درآمدى وطعام مرا تناول فرمودى ، چه شدى ؟ گفت : اى منهال ! تو خود مرا بياگاهانيدى كه علي بن الحسين عليهما السلام چند دعوت فرمود ، وحضرت احديت آن جمله را به دست من أجابت فرمود ، واينك با من امر مىكنى كه به منزل تو درآيم وبه اكل طعام پردازم ، همانا امروز به آن شكرانه كه خداى مرا به اين امر موفق داشت روزهدار هستم . بالجملة حرمله ملعون همان كس بود كه حامل سر مطهر حضرت سيدالشهدا صلوات اللَّه عليه بود وبه ابن زياد برد ، وعبداللَّه شيرخواره را با جماعتى از شهدا شهيد ساخت ، وبعضي گفتهاند : سر مبارك حضرت سيدالشهدا عليه السلام را اين ملعون جدا ساخت . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 3 / 402 - 404 يكى از بنى أسد به نام حرملة بن كاهل كه يكى از أهل بيت را كشته بود طلب كرد وبه دست نيامد . كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 314